تبليغاتX
عصردانایی - ديپلماسي پينگ پنگ در روابط ايران و امريکا
پس از گذشت نزديک به چهار دهه از ابتکار عمل موفقيت آميز کاخ سفيد در ترميم روابط با جمهوري خلق چين و ظهور «ديپلماسي پينگ پنگ» در متن سياست خارجي امريکا اکنون زمزمه احياي اين گونه از ديپلماسي در مورد ايران به گوش مي رسد. جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده امريکا طي ربع قرن گذشته روابط سرد همراه با خصومت ورزي را تجربه کرده اند و انفعال سياست يک جانبه گراي کاخ سفيد عليه ايران، مقامات امريکايي را به سوي تعامل با جمهوري اسلامي سوق داده است. در واقع سير تحولات اخير در منطقه خاورميانه به گونه اي بوده است که از تشنج زدايي و سرانجام عادي سازي روابط تهران- واشنگتن به عنوان بهترين راه حل موجود براي پايان دادن به بحران هاي منطقه اي و در سطحي کلان تر تنش هاي بين المللي ياد مي شود. خروج نيروهاي امريکايي از بن بست عراق، موفقيت روند صلح اعراب - اسرائيل، برقراري و حفظ ثبات در افغانستان، مساله هسته اي و در بعد جهاني اجتناب از به سردي گراييدن روابط امريکا با روسيه و چين، همچنين پرهيز از بروز شکاف در جبهه کشورهاي آن سوي آتلانتيک از جمله اهدافي است که تحقق آنها همکاري تنگاتنگ تهران - واشنگتن را مي طلبد. پس از قطع روابط ديپلماتيک ايران- امريکا (1357) و جريان گروگانگيري اعضاي سفارت امريکا در تهران، معدود روابط غيرقابل اجتناب دو طرف به رفع بحران هاي حساس (از جمله آزادي گروگان ها و ماجراي ايران - کنترا) خلاصه شد. پس از روي کار آمدن دولت بوش با شعار مبارزه عليه تروريسم ابعاد تعاملي ايران- امريکا شکل تازه اي گرفت. هر چند دولت بوش ايران را در ليست کشورهاي حامي تروريسم قرار داد، اما پس از حذف طالبان در افغانستان- يکي از اعضاي محور شرارت - به همکاري با تهران متوسل شد. در حقيقت کنفرانس افغانستان که در سال 2003 برگزار شد، موفق ترين و قابل توجه ترين الگوي تعاملي ايران- امريکا پس از قطع روابط ديپلماتيک به شمار مي آيد. ايران با تاکيد بر نقش همسايگي و روابط کهن خود توانست مقامات افغانستان را به همکاري ترغيب کند. در حقيقت ايفاي نقش سازنده ايران در مورد همسايه شرقي خود به برقراري آرامش نسبي در اين کشور کمک کرد و ايالات متحده به کمک تهران از پروژه افغانستان تا حدودي سربلند بيرون آمد. شايد بتوان نمايش نفوذ تاثيرگذار ايران در افغانستان را نقطه عطف تغيير نگرش برخي مقامات امريکايي قلمداد کرد که به تدريج بر تعداد آنها افزوده شد. به عقيده آنها برقراري رابطه با تهران بر مبناي دستاوردهاي مثبت تجربه افغانستان ضمن جلوگيري از تنش هاي بيشتر در رابطه ايران - امريکا و پيامدهاي مخرب آن براي صلح و ثبات منطقه در پيشبرد سياست هاي منطقه اي واشنگتن نيز سهم بسزايي دارد. از همين رو بار ديگر توجه به مذاکره و هنر ديپلماسي در کانون توجه قرار گرفت که نمونه آن را مي توان در حمايت امريکا از مذاکرات هسته اي اتحاديه اروپا - ايران با چشم انداز پيوستن واشنگتن به اين گفت وگوها مشاهده کرد. اکنون بسياري از مقامات امريکايي و متحدان اروپايي کاخ سفيد بر اين باورند «آغازي نو با تهران» به سود ايالات متحده است.

هر چند کاخ سفيد نسبت به توصيه هاي مکرر براي احياي روابط سعي در حفظ موضع سرسختانه خود دارد، اما علائم ارسالي از واشنگتن و طيفي از ملاقات هاي علني و محرمانه از تمايل به ترسيم روابط حکايت دارد. هر چند عمق و گستردگي مشکلات في مابين ايران و ايالات متحده به بررسي هاي مبسوط و مذاکرات منسجم و درازمدت نياز دارد، اما اعلام آمادگي دو طرف براي مذاکره در خصوص شرايط عراق مي تواند يک نقطه شروع براي اين راه طولاني باشد. اين در حالي است که اخيراً ابعاد ديگر روابط تهران- واشنگتن نظير بعد ورزشي و فرهنگي نيز دستخوش تحولاتي شده است. برخي بر اين گمانند که نحوه عملکرد اخير امريکا در قبال ايران، سال هاي 1971 و رويکرد ديپلماتيک ريچارد نيکسون در قبال امپراتوري چين را تداعي مي کند که در ادبيات سياسي جهان به «ديپلماسي پينگ پنگ» معروف شد. در دوازدهم آوريل 1971 ايالات متحده طي اقدامي نادر براي اولين بار پس از روي کار آمدن حزب کمونيست مائو (1949) تيم پينگ پنگ خود را روانه چين کرد. هر چند اين اقدام در ظاهر ورزشي توجه ويژه محافل سياسي را برانگيخته نکرد، اما حتي پيشنهاددهندگان اين پروژه نيز از نتايج مثبت ديپلماتيک آن در حيرت فرورفتند. تعامل فرهنگي ورزشکاران دو کشور در جريان اين سفر چند روزه به اندازه اي تاثيرگذار بود که هفت ماه بعد، نيکسون، رئيس جمهور وقت امريکا، به پکن سفر کرد و عادي سازي روابط به گونه اي شکل گرفت که دور بعدي مسابقات پينگ پنگ با حضور تيم چين در امريکا برگزار شد. در واقع بهره مندي سياستگذاران امريکايي از پتانسيل مسابقات ورزشي در عرصه سياست موجب شد تاريک ترين روزهاي نيروهاي امريکايي در جنگ ويتنام به کمک چين به پايان برسد. در همين حال گسيل دانشجويان امريکايي به چين، بستر مناسب براي تبادل فرهنگي دوجانبه را فراهم کرد و در بطن اين تعاملات فرهنگي - ورزشي روابط ديپلماتيک و استراتژيک امريکا - چين احيا شد.

 ديپلماسي شاخه زيتون

در هفته اول ارديبهشت ماه خبر مذاکرات کميته المپيک امريکا با همتاي ايراني خود به منظور تبادل مربي، امکانات آموزشي و تکنولوژي ورزشي در راس اخبار قرار گرفت. اين در حالي است که تلاش امريکا براي کسب اعتبار - حداقل در سطح ورزشي - در جمهوري اسلامي ايران ديپلماسي پينگ پنگ نيکسون را در ذهن تداعي مي کند. البته ديدارهاي ورزشي ايران و امريکا بي سابقه نيست و تاکنون بارها تيم هاي کشتي و فوتبال دو کشور در مقابل هم قرار گرفته اند. اما آنچه جلب توجه مي کند رسميت بخشيدن به روابط ورزشي در زماني است که موضوع مذاکره به شکل جدي مطرح است. برخي بر اين گمانند که ديپلماسي پينگ پنگ در احياي روابط تهران- واشنگتن نقش پررنگي ايفا مي کند. اکنون محافل ورزشي امريکا برخلاف محافل تجاري چراغ سبز کاخ سفيد براي تعامل با ايران را دريافت کرده اند و اين اميد وجود دارد که «ديپلماسي شاخه زيتون» تيم هاي ورزشي در شکستن تابوي روابط اقتصادي و سياسي دوجانبه موثر باشد. رابرت فسولو مدير روابط بين الملل کميته المپيک ايالات متحده در جريان ملاقات با مقامات ايراني در شوراي المپيک آسيا در کويت گفت؛ «سطح روابط بين الملل امريکا به شدت سقوط کرده است و ما مي کوشيم حداقل در بعد فرهنگي اين روابط را احيا کنيم.»

وي تصريح کرد؛ اميدواريم اين رويکرد به بهبود جايگاه ما در جهان اسلام کمک کند. اين در حالي است که اين ابتکار عمل کميته المپيک امريکا پشتيباني کارن هاگز مدير بخش ديپلماسي وزارت امور خارجه امريکا در امور فرهنگ بين المللي را در اختيار دارد. علاوه بر جامعه ورزشي امريکا جامعه فرهنگي و دانشجويي آن نيز درصدد احياي روابط با ايران برآمده اند. اخيراًً در وب سايت شماري از دانشگاه هاي امريکا از جمله کالج کاليفرنيا براي تور مطالعاتي دانشجويان امريکايي در ايران نام نويسي مي شود. به عقيده تحليلگران بهره گيري از پتانسيل فرهنگي در ترميم روابط ايران- امريکا بسيار پراهميت است و ديپلماسي پينگ پنگ در اين زمينه کارساز خواهد بود.

برگرفته از :http://www.sharghnewspaper.ir

+ نوشته شده توسط کمیسر در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 0:12 |