سکوت خبری چرا ؟

قیمت و سهمیه بندی بنزین، نرخ بهره، متعه و انتخابات پیش رو و ده ها موضوع ریز و درشت دیگر ظاهراً مانع از آن شده است که به فاجعه ای که در محروم ترین استان کشور یعنی سیستان وبلوچستان و بخش هایی از هرمزگان رخ داده به نحو مناسبی پرداخته شود. شاید هم تعمدی در این سکوت نسبی خبری (با توجه به عمق و گستره فاجعه) وجود دارد. وقتی که از یک کشور و واحد ملی سخن می گوییم دقیقاً به این معناست که همه اجزا و مناطق آن کشور با هم کل واحدی را تشکیل می دهند و تفاوت های زبانی، مذهبی، نژادی و... نمی تواند توجیه کننده تبعیض و نابرابری باشد. اگرچه در همه دنیا میان مناطق مختلف کشورها تفاوت هایی وجود دارد، اما اصل اساسی کوشش بر کاهش و رفع تبعیض ها و نابرابری هاست و اینکه این نابرابری ها تا حدی کاهش یابد که قابل قبول یا حداقل قابل فهم باشد. اما وضعیت بلوچستان و جنوب غربی هرمزگان چنین نیست. امروز برحسب معیارهای جهانی، کشورهای توسعه یافته دارای شاخص توسعه انسانی بالای 8/0 و کشورهای با شاخص زیر 5/0 معرف مناطق توسعه انسانی پایین هستند. شاید در تعداد محدودی از کشورها بتوان وضعیتی را یافت که بخش مهمی از کشور با شاخص توسعه انسانی بالا و بخش مهمی نیز با شاخص توسعه انسانی بسیار پایین باشد و ایران از جمله این کشورهاست که شاخص توسعه انسانی در مناطق جنوبی بلوچستان قطعاً کمتر از 5/0 و در مناطق مرکزی و تهران بیشتر از 8/0 است. و این در حالی است که بخش مهمی از درآمدهای مردم این کشور از نفت است. نفتی که می بایست حداقل به طور مساوی و به صورت مشاع همه مردم از آن بهره مند باشند. هفت سال خشکسالی شدید در جنوب شرقی کشور، هنگامی که با توفان گونو (دیوانه) مواجه شد، طی اندک زمانی موجب بارش باران های زیادی شد که حتی بیش از میزان بارش یک سال منطقه است. خشکی زمین و مشخصات خاک شناسی آن موجب بروز سیل شد. تا اینجای کار کسی را نمی توان مسوول دانست، اما هنگامی که خانه های خشتی یکی پس از دیگری در برابر سیل از میان رفتند و باقیمانده آنها نیز به دلیل خیس شدن در ادامه فروخواهد نشست و جاده های ارتباطی قطع شده و کمک های ضروری و فوری و مورد نیاز مردم تامین نشود و بیماری های متعدد (به دلیل آب و هوای منطقه) مردم را تهدید کند و... این پرسش پیش می آید که چرا مسوولان محلی درصدد عادی جلوه دادن وضع هستند و مسوولان کشوری نیز سکوتی ناخوشایند را پیش ساخته اند؟
گرچه باید دعا کرد که هیچ کس مبتلا به این بلایای طبیعی نشود، اما هنگامی که رخ داد می توان اینگونه فاجعه ها را به فرصتی برای تجلی بخشیدن به اتحاد ملی و تقویت آن تبدیل کرد، تا افراد. مناطق بلادیده با تمام وجود حس کنند که همه مردم این کشور با آنان حس همدردی دارند و در هنگام نیاز به هر طریق کمک کار آنها خواهند بود. برعکس اگر قدر چنین فرصتی دانسته نشود، این وقایع موجب انفعال و دور شدن از اتحاد و یکپارچگی و احساس تبعیض بیشتر و از آن بدتر احساس اهمیت نداشتن می شود که آثار و عوارض بسیار ناخوشایندی را به همراه خواهد داشت.به عنوان یک اصل کلی مسوولان کشوری لزوماً نمی بایست به اخبار و تحلیل های دست اندرکاران محلی و منطقه ای اکتفا کنند. مسوولان محلی به دلایلی احتمالاً چنان که شایسته است به انعکاس واقعیت ها نمی پردازند. اگر اراده ای برای حل مسائل مردم آن منطقه بود، امروزه با شاخص های توسعه بسیار اندک در آنجا مواجه نبودیم.انصاف را باید رعایت کرد. چند سال پیش چادر مسجد ارک آتش گرفت. و تعدادی از هموطنان جان باختند، واکنش دست اندرکاران و هزینه هایی که آقایان به لحاظ حجم و سرعت برای آن کار کردند را مقایسه کنید با ابعاد چنین فاجعه ای انسانی که ده ها هزار کیلومتر مربع از کشور و ده ها هزار نفر از مردم را مشغول خود کرده است. فاجعه اخیر شاید این حسن ناخوشایند، را داشت که تفاوت های سطح زندگی مردم منطقه فاجعه دیده را با دیگر مناطق کشور نشان دهد، و برخی را از خواب غفلت بیدار کند، اما آیا ممکن است از این سطح هم فراتر رود و ماهیت مدیریت و سیاست های حاکم بر منطقه را نیز به چالش بکشد؟ خدا می داند.

 

نوشته : عباس عبدی                             برگرفته از سایت روزنامه شرق

طراح ايراني و طرح هاي جهاني

شرکت فنلاندي نوکيا، غول دنياي ارتباطات، براي حفظ موقعيت خود در بازار پرالتهاب گوشي هاي تلفن همراه، به تازگي گروه جديدي از اين گوشي ها را با عنوان سري N عرضه کرده است و اولويت در اين سري، استفاده از تجهيزات بسيار خوب بود. به طور مثال دوربين هاي فيلمبرداري و عکاسي اين گوشي ها از عدسي هاي شرکت آلماني «کارل زايس» که سازنده بهترين عدسي هاي مخصوص دوربين است، استفاده مي کند. در همين راستا شرکت نوکيا تصميم گرفت براي طراحي جديدترين محصول عرضه شده خود از استوديو هاي صاحب نام و مطرحي که در اروپا وجود داشت، بهترين را انتخاب کرده و پروژه طراحي خود را به آنها واگذار کند. به همين منظور استوديوي طراحي «فيض» که يکي از معتبرترين استوديوهاي طراحي تجهيزات الکترونيکي و صنعتي است، انتخاب شد.بنيانگذار و مديرعامل اين استوديو يک ايراني 44ساله به نام «فيض» و متولد تهران است. او در سال 1986 از دانشگاه «شيکاگو»ي امريکا در رشته طراحي صنعتي فارغ التحصيل شده است.فيض پس از پايان دوران تحصيلش، بلافاصله در مرکز طراحي شرکت معتبر «تگزاس اينسترومنتس» (بزرگترين شرکت توليدکننده قطعات الکترونيکي در جهان) شروع به کار کرد. وي پس از 4 سال فعاليت در اين شرکت معتبر در سال 1990 به هلند رفت و به مرکز طراحي شرکت الکترونيکي فيليپس ملحق شد. فعاليت در اين دو شرکت معتبر براي او بسيار پرثمر بود، زيرا تجربيات باارزشي که از کار در اين شرکت ها به دست آورده بود باعث شد سبک کاري خاصي را ايجاد کرده و توسعه دهد. فيض در اين مورد مي گويد؛ «شرکت فيليپس از جمله شرکت هايي است که در زمينه هاي گوناگون از جمله تجهيزات پزشکي، لوازم الکترونيک، لوازم صوتي و تصويري، تجهيزات مخابراتي و ديگر وسايل برقي فعاليت مي کند و در طراحي محصولات خود همواره از يک نظام ويژه اي پيروي کرده است و موجب شد من نيز سبک کاري خاصي را براي طراحي هاي خود در نظر گرفته و به پيشرفت برسم. فيض در سال هاي آخر فعاليت در شرکت فيليپس به عنوان مدير و طراح ارشد گروه طراحي مرکزي اين شرکت فعاليت مي کرد. فيض در سال 1998 به همراه همسر هلندي خود که يک طراح گرافيک درجه يک است، استوديوي طراحي فيض را تاسيس کردند.استوديوي طراحي فيض از ابتداي فعاليت به دليل شيوه و روش خاص طراحي اي که داشت در کانون توجه شرکت هاي صنعتي هلند و اروپا قرار گرفت. سبک کار آنها مبتني بر خلوص و سادگي و ظرافت است و يادآور شيوه طراحي اسکانديناويايي است و از سبک کاري طراحاني همچون «برونوماتسن» و «پاول ياهولم» نيز بهره برداري مي کند.استوديوي طراحي فيض در شهر آمستردام قرار دارد و در مدت 9 سال فعاليت خود اعتبار قابل توجهي کسب کرده است. از جمله موفقيت در کسب دو جايزه معتبر بين المللي و سه بار نامزدي براي ديگر جوايز بين المللي در زمينه طراحي.استوديوي فيض در زمينه طراحي وسايل الکترونيکي، طراحي مبلمان، طراحي گرافيک، معماري داخلي و فضاهاي نمايشگاهي و طراحي استراتژيک فعاليت مي کند.

واقعيت هاي خانه رويايي

سال گذشته ميلادي طي کنفرانسي در ايالات متحده بيش از 160 شرکت طراح و سازنده خانه هاي مسکوني در شيکاگو گرد هم آمدند تا در مورد گسترش و توليد انبوه خانه هاي ديجيتالي و هوشمند، تبادل نظر و تصميم گيري کنند. اين شرکت ها از جمله پيمانکاران بزرگي در اين زمينه هستند که ساليانه هزاران خانه جديد با قيمتي بين 200 تا 900 هزار دلار ساخته و دراختيار مردم قرار مي دهند. البته يکي ديگر از دلايل تشکيل اين گردهمايي، اشباع بازار از خانه هايي با طرح هاي قديمي و يافتن راهي براي کسب درآمدهاي بيشتر اين شرکت ها بود. «ويليام تامسون» يکي از برگزارکنندگان اين گردهمايي در اين زمينه مي گويد؛ «ويژگي هاي ديجيتالي براي خانه ها يک مزيت رقابتي بسيار اساسي به حساب مي آيد. از 30 ميليون خانه اي که سال گذشته در ايالات متحده به فروش رسيد، تقريباً 7 ميليون از آنها با نقشه هاي قديمي و سيم کشي هاي مشکل زا همراه بودند.» هر چند که مي توان بسياري از خانه هاي قديمي را نيز با برخي سيستم هاي ديجيتالي نوسازي کرد، ولي اين کار چندان به صرفه نيست و بهتر است يک خانه جديد هوشمند طراحي و ساخته شود زيرا وقتي ديواري نباشد، سيم کشي و نصب سيستم هاي جديد بسيار ارزان تر درمي آيد.

مساله اي که اين سياست جديد (طراحي و ساخت خانه هاي هوشمند) را جذاب تر کرده است، نسل جديد خريداران جواني است که به فناوري به عنوان بخشي لازم و طبيعي در زندگي شان نگاه مي کنند.

بيش از 60 درصد خانه هاي فروخته شده در سال گذشته در ايالات متحده، مجهز به سيم کشي هاي نوع Cat-5 بوده که بهترين نوع سيم براي ارتباط شبکه هاي کامپيوتري است. ضمن اينکه اين خانه ها مجهز به طراحي جديدي براي سيستم هاي پخش ويدئويي و پخش صوت بوده اند.

سوال مهم در اين زمينه اين است که سيستم خانه هاي هوشمند چگونه به بهبود زندگي صاحبان اين خانه ها کمک مي کند؟ براي درک بهتر استفاده از اين خانه ها فرض کنيد مثلاً مادر از خريد برگشته و به سمت خانه درحال رانندگي است. هنگامي که به خانه مي رسد از همان داخل ماشين با فشار دکمه دستگاه کنترل از راه دور در پارکينگ و قفل مرکزي خانه باز مي شود. سيستم تهويه داخل منزل فعال شده و دماي هواي خانه را تنظيم مي کند. تمام لامپ هاي موجود در مسير، از در ورودي خانه تا آشپزخانه روشن مي شوند. ديگر لازم نيست که با دست پر از وسايل، کليد درآورده يا دنبال کليد لامپ بگردد. يا مثلاً شما از خانه خارج مي شويد و سپس يادتان مي افتد که اجاق گاز را خاموش نکرده ايد يا لامپ يکي از اتاق ها روشن مانده است. ديگر لازم نيست که راه طولاني را بازگرديد و اجاق را خاموش کنيد، فقط کافي است با دستگاه کنترل از راه دور همراهتان يا سيستمي که روي تلفن همراهتان نصب شده اين کار را انجام دهيد.

يکي ديگر از مهم ترين ويژگي هاي اين خانه ها، اتصال سريع و راحت به اينترنت است. اين خانه ها بر اساس اين ايده طراحي شده اند که در هر مکاني دور از خانه که باشيد، به راحتي بتوانيد از طريق وب وضعيت خانه را کنترل کنيد. اگر فراموش کرده ايد درها را قفل کنيد، اين کار را انجام دهيد. روشنايي و دماي خانه را تنظيم کنيد و جالب اينکه اين خانه هاي هوشمند براي شما پيام مي فرستند. مثلاً وقتي که بچه ها به خانه آمدند حسگرهاي در، با ارسال سيگنالي به تلفن همراهتان، شما را آگاه مي کنند. حسگر ديگر مي تواند به شما اطلاع دهد که در اتاق شما، امروز چند بار و در چه ساعت هايي باز و بسته شد، با فراگيرتر شدن سيستم هاي کنترل الکترونيکي، بسياري از وسايل خانه هاي هوشمند، خدمات جالبي به شما ارائه مي دهند. به طور نمونه در اين خانه ها يک اسکنر الکترونيکي جايگزين کليد در اصلي خانه مي شود. اين نوع وسايل امروزه بيشتر در مکان هاي امنيتي مورد استفاده قرار مي گيرند ولي به زودي فراگيرتر شده و در خانه هاي ديجيتالي هم به کار مي روند. بنابراين شما براي ورود به خانه فقط کافي است انگشت دست خود را روي دستگاه اسکن بکشيد، پس از آن دستگاه با شناسايي شما در را به رويتان باز مي کند. در خانه هاي مدرن امريکايي قسمتي به نام «رختشوي خانه» وجود دارد. در اين قسمت کنتور آب، دستگاه حرارتي و ماشين لباسشويي و خشک کن قرار دارند. اين بخش در خانه هاي ديجيتالي به کانون فرماندهي ديجيتالي تبديل مي شود و يک کامپيوتر، آب و گرماي خانه، روشنايي خانه و سيستم امنيتي خانه را زير نظر دارد. آينه قسمت دستشويي و حمام اين خانه ها مجهز به يک نمايشگر است که مي تواند در صورت تمايل شما فعال شده و بلندگوهايي در اين قسمت اخبار راديو يا موسيقي دلخواهتان را به گوش شما برساند. يخچال خانه هاي هوشمند مجهز به يک صفحه نمايشگر است که هم مي تواند به عنوان تلويزيون و هم نمايشگر کامپيوتر استفاده شود. در حافظه اين نمايشگر انواع و اقسام دستور پخت شيريني و غذاهاي مختلف وجود دارد و خانم خانه مي تواند با کمک آن که دستور پخت را نمايش هم مي دهد به پخت و پز غذا بپردازد. اين يخچال ها داراي يک اسکنر مخصوص هم هستند که توسط آن مي توان مواد غذايي را هنگام قرار دادن در يخچال البته اسکن کرد تا يخچال بتواند تاريخ به پايان رسيدن زمان مصرف هر ماده غدايي را پيش از به پايان رسيدن آن به اطلاع شما برساند.

خانه هاي ديجيتالي مجهز به يک تقويم الکترونيکي هم هستند. به طوري که اين تقويم مي تواند از طريق تلفن هاي همراه پيام کوتاه دريافت کند. ضمن اينکه افراد خانه با انتقال اطلاعات به اين تقويم در زمان لازم خواهند دانست که در چه روز و زماني چه کاري بايد انجام دهند يا مثلاً پدر خانه در ساعت معيني کجاست و چرا دير کرده است؟

برنامه هاي تلويزيوني، اينترنتي خانه نيز به وسيله يک دستگاه کنترل از راه دور به راحتي قابل تعويض و جابه جايي به زمان دلخواه شماست. مثلاً شما از روي مبل اتاق خودتان مي توانيد برنامه تلويزيوني دلخواهتان را ضبط کرده يا به اينترنت پرسرعت متصل شويد.در زير صفحه تلويزيون هم يک پردازنده يا «Media Center-PC» وجود دارد که جانشين وسايل صوتي و تصويري خانه هاي امروزي خواهد شد. اين کامپيوتر در خانه هاي ديجيتالي نقش راديو تلويزيون سيستم هاي پخش استريو و DVD و کامپيوتر اصلي را خواهد داشت و مي تواند بسياري از برنامه هاي دلخواه شما را از راديو و تلويزيون روي هاردديسک خود ذخيره کند. از آنجايي که در آينده هم بسياري از برنامه هاي راديو و تلويزيون نيز از راه اينترنت ارسال و پخش مي شوند، بنابراين کيفيت و سرعت پخش اينترنتي اين نوع برنامه ها هم بسيار بهتر از امروز خواهد شد.

در خانه هاي ديجيتالي اتاق بچه ها مي تواند بسيار جالب توجه باشد. مثلاً بچه ها با کامپيوتر ويژه اي که دارند و با کامپيوتر اصلي خانه در ارتباط است، مي توانند انواع سرگرمي هاي ديجيتالي را تجربه کنند. از اين مهم تر اين که بچه ها در اين اتاق و به وسيله اينترنت مي توانند به درس خواندن الکترونيکي (Learning- E) بپردازند. از سوي ديگر بچه ها نه تنها مي توانند با بيرون خانه پيوند برقرار کنند، بلکه به وسيله يک دوربين اينترنتي و بلندگوهاي وابسته به سيستم ديجيتالي اتاق شان با ديگر افراد خانه ارتباط الکترونيکي داشته باشند.

در مجموع تمامي سيستم هاي اين خانه ها از توانايي کنترل از راه دور به ويژه از طريق تلفن همراه برخوردارند. خانه هاي ديجيتالي در وهله اول نوعي خانه هاي رويايي به نظر مي آيند ولي واقعيت اين است که اين خانه ها مدت هاست که در ايالات متحده، کانادا و انگليس ظهور کرده اند و روز به روز مشتريان بيشتري پيدا مي کنند، زيرا استفاده از فناوري همواره به معناي بهتر و راحت تر زندگي کردن است.

جواب یک سئوال

یکی از دوستان یک سئوال از من پرسیده بود چون آدرس وبلاگ یا ایمیل نداشت مجبور شدم جواب این دوستم را در وبلاگ بدهم . این عزیز پرسیده بود .

سلام .یه سوال داشتم؟
از استان سیستان و بلوچستان هستین؟

جواب :

بله . بنده شهرام ریگی اهل استان سیستان و بلوچستان و ساکن شهرستان ایرانشهر - فارغ التحصیل رشته مدیریت و کمیسر دریایی  هستم .

برنامه‌ريزي و مديريت استراتژيك

شمايي كلي از اصول برنامه‌ريزي
برنامه‌ريزي, فرآيند آگاهانه و سيستماتيك تصميم‌گيري در مورد اهداف و فعاليت‌هاي آينده يك فرد, گروه, واحد كاري يا سازمان است.
فرآيند مبنايي برنامه‌ريزي:
1.       تحليل موقعيتي: برمبناي رويكرد احتمالي (پيشامدهاي آينده), برنامه‌ريزي با يك تحليل موقعيتي آغاز مي‌شود. برنامه‌ريزان بايد در چارچوب محدوديت‌هاي زماني و منابع, اطلاعات مرتبط با مساله مورد برنامه‌ريزي را جمع‌آوري, تفسير و خلاصه (جمع‌بندي) نمايند.
2.       ارايه اهداف و طرح‌هاي ممكن (گزينه‌هاي پيش رو): اين مرحله, جايي است كه بايد بر خلاقيت تاكيد ورزيد و مديران و كاركنان را تشويق كرد تا برپايه نگرشي وسيع به امورشان بينديشند.
الف. ”اهداف“, همان مقاصد يا غايت‌هايي هستند كه مديران قصد رسيدن بدان‌ها را دارند. اهداف مي‌بايست مشخص, چالشي و واقع‌گرايانه باشند.
ب. ”طرح‌ها (يا برنامه‌ها)“, اعمال يا ابزارهايي هستند كه مديران براي حصول اهداف خود بكار مي‌گيرند.
3.       ارزيابي اهداف و طرح‌ها: تصميم‌گيرندگان بايد مزايا, مضرات و تاثيرات بالقوه هر گزينه پيش رو (هدف و طرح) را ارزيابي نمايند.
4.       انتخاب هدف و طرح: حال برنامه‌ريز در موقعيتي است كه بايد مناسب‌ترين و امكان‌پذيرترين اهداف و طرح‌ها را برگزيند.
5.       پياده‌سازي و اجرا: بايد مديران و كاركنان, طرح (برنامه) را درك نموده, منابع موردنياز آن را در اختيار داشته, و براي انجام آن برانگيخته شوند.
6.       پايش و كنترل: از آنجاييكه برنامه‌ريزي, فرآيندي پيش‌رونده و تكرارشونده است, بايد مديران مستمراً عملكرد واحدهاي تحت‌تكفل‌شان را از جهت تطابق با اهداف و برنامه‌هاي واحد, تحت‌نظر داشته باشند.
 
سطوح برنامه‌ريزي
الف. برنامه‌ريزي استراتژيك:
برنامه‌ريزي استراتژيك دربردارنده تصميم‌گيري‌هايي است كه راجع به اهداف و استراتژي‌هاي بلندمدت سازمان مي‌باشند.
1.       ”اهداف استراتژيك“, مقاصد و غايت‌هاي عمده‌اي هستند كه مرتبط با بقا, ارزش و رشد سازمان هستند.
2.       ”استراتژي“, الگوي يا چارچوبي از اعمال و تخصيص منابع است كه براي دستيابي به اهداف سازمان طراحي شده باشد.
ب. برنامه‌ريزي تاكتيكي و عملياتي:
1.       ”برنامه‌ريزي تاكتيكي“, اهداف و طرح‌هاي استراتژيك را به اهداف و برنامه‌هاي مشخص تبديل (ترجمه) مي‌نمايد كه مرتبط با بخش خاصي از سازمان مي‌باشند.
2.       ”برنامه‌ريزي عملياتي“, رويه‌ها و فرآيندهاي خاص موردنياز در سطوح پايين سازمان را مشخص مي‌نمايد.
 
برنامه‌ريزي استراتژيك: ديروز و امروز
مديريت استراتژيك, تمامي مديران سازمان را در تدوين و اجراي اهداف استراتژيك و استراتژي‌ها دربر‌مي‌گيرد. گام‌هاي كلي برنامه‌ريزي استراتژيك را مي‌توان به اجمال اين‌گونه برشمرد:
گام 1: تعيين ماموريت, ديدمان (چشم‌انداز) و اهداف
1.       ”ماموريت“, مقصود و ارزش‌هاي اصلي سازمان (و حوزه عملكرد آن) را مشخص مي‌نمايد. در واقع, عبارتي است كه دليلِ وجودِ سازمان (يا فلسفه وجودي آن) را بيان مي‌دارد.
2.       ”ديدمان استراتژيك“, فراي بيانيه ماموريت سازمان رفته و چشم‌اندازي را مشخص مي‌كند كه شركت (يا سازمان) بدان‌جا مي‌رود و به آن تبديل مي‌شود.
گام 2: تحليل فرصت‌ها و تهديدهاي خارجي
توفيق مديريت استراتژيك وابسته به ارزيابي صحيح و همه‌جانبه محيط سازمان است. شايان ذكر است ”ذي‌نفعان“, افراد و گروه‌هايي هستند كه از حصول ماموريت, اهداف و استراتژي‌هاي سازمان, تاثير و تاثر مي‌پذيرند. ذي‌نفعان عبارتند از:‌خريداران, تامين‌كنندگان, رقبا, سازمان‌هاي دولتي و قانون‌گذار, اتحاديه‌ها و گروه‌هاي كارگري (يا كارمندي), جامعه مالي, مالكين و سهام‌داران, و انجمن‌هاي بازرگاني و تجاري.
گام 3: تحليل نقاط قوت و ضعف داخلي
همزمان با تحليل محيط بيروني سازمان, بايد نقاط قوت و ضعف حوزه‌هاي كاري عمده داخل سازمان نيز مورد ارزيابي و سنجش قرار گيرند. در اين راستا بايد منابع (و ميزان آن‌ها) و شايستگي‌هاي محوري سازمان مشخص گردند تا بتوان آن را با ديگران مقايسه كرد.
1.      منابع و شايستگي‌هاي محوري:
الف. ”منابع“, ورودي‌هاي توليد سازمان هستند كه مي‌توان از طريق ذخيره‌سازي (و تجمع آنها) در يك بازه زماني, عملكرد شركت را بهبود بخشيد.
ب. ”شايستگي‌هاي محوري“, به آن چيزهايي اطلاق مي‌شود كه يك شركت, قادر به انجام آن, به طور ويژه, نسبت به ديگر رقبايش است.
2.       ترازيابي:
”ترازيابي“, فرآيندي است كه كاركردها و مهارت‌هاي اصلي يك شركت با ديگر شركت‌ها (يا مجموعه‌اي از شركت‌ها) مقايسه مي‌گردد تا مشخص شود چقدر مي‌تواند ”خوب“ عمل كند.
 
گام 4. تحليل SWOT و تدوين استراتژي
به بررسي و مقايسه نقاط قوت و ضعف, و فرصت‌ها و تهديدها, عموماً تحليل SWOT اطلاق مي‌شود. اين تحليل, مديران را قادر مي‌سازد تا واقعيت‌ها و پيش‌بيني‌هاي عمده منتج از تحليل داخلي و خارجي سازمان را استخراج و جمع‌بندي نمايند.
1.       استراتژي شركتي (كلان): استراتژي كلان شركت, مجموعه كسب‌وكارها, بازارها يا صنايعي را كه در آن به رقابت مي‌پردازد و نحوه توزيع منابع درميان آنان را برمي‌شمرد.
الف. يك ”استراتژي يكپارچه‌سازي عمودي“, بيانگر توسعه و گسترش حوزه سازمان (دامنه عملكرد) به سمت كانال‌هاي تامين يا توزيع‌كنندگان است.
ب. يك ”استراتژي تنوع‌گرايي هم‌محور“, بيانگر حركت به سمت كسب‌وكارهاي جديدي است كه مرتبط با كسب‌وكار محوري و اوليه شركت است.
ج. ”تنوع‌گرايي مختلط“, استراتژي شركتي كلاني است كه بيان‌كننده بسط و گسترش شركت به سمت كسب‌وكارهاي نامرتبط است. يكي از متداول‌ترين تكنيك‌هاي بررسي و تحليل استراتژي شركتي, ماتريس گروه مشاوره بوستون (BCG) است.
روندها در استراتژي شركتي: در سال‌هاي اخير, شركت‌هاي آمريكايي موجي از ادغام‌ها و تصاحب‌ها را تجربه نمودند.
2.       استراتژي كسب‌وكار: استراتژي كسب‌وكار, دربردارنده اقدامات و اعمال عمده‌اي است كه جايگاه رقابتي (رقابت‌پذيري) يك سازمان در بازار را بنانهاده و تقويت مي‌نمايند.
الف. كسب‌وكارهايي كه ”استراتژي هزينه پايين“ را در پيش مي‌گيرند, مي‌كوشند تا به روشي كارآمد, محصولي استاندارد و بدون زوائد (ظواهر و تجملات خاص) ارايه نمايند.
ب. در ”استراتژي تمايز“, شركت مي‌كوشد تا در ابعادي از صنعت خود يا بازارش (كه براي مشتري ارزشمند است), شاخص و يكتا گردد.
3.       استراتژي كاركردي: استراتژي‌هاي كاركردي توسط هريك از بخش‌هاي كاركردي و اجرايي سازمان در راستاي پيشتيباني از استراتژي كسب‌وكار پياده مي‌شوند.
گام 5. پياده‌سازي استراتژي
مديران استراتژيك بايد تضمين نمايند كه استراتژي‌هاي جديد سازمان, به روشي اثربخش و كارا مورد پياده‌سازي و اجرا واقع مي‌شوند. به طور كلي, پياده‌سازي استراتژي شامل چهار گام مرتبط مي‌باشد:
گام 1: تعريف وظايف استراتژيك.
گام 2: ارزيابي توانمندي‌هاي سازمان.
گام 3. تدوين نيازمندي‌هاي اجرايي (پياده‌سازي استراتژي‌ها)
گام 4. طرح اجرا و پياده‌سازي
گام 6. كنترل استراتژيك
بايستي يك سيستم كنترل استراتژيك در سازمان طراحي گردد تا مديران را در ارزيابي ميزان پيشرفت سازمان در زمينه استراتژي‌هايش ياري رسانده و آنان را قادر سازد تا در شرايطي كه اختلافاتي وجود دارد (فاصله با اهداف تعيين‌شده), اعمال اصلاح‌گرانه را اتخاذ نمايند.

Be positive anyway

When you experience a setback, it may seem natural to respond by lowering your

 expectations. Yet that is not the only choice you have.

Just imagine what would happen if you did exactly the opposite. Just imagine what would happen if you decided to raise your expectations in response to each setback.

With such a strategy, negative momentum never has a chance to take hold. For even the disappointments serve to push you forward.

Your current expectations have much more power and influence than anything that has occurred in your past. For it is your current expectations that give direction to your energy and your actions.

Choose to make that direction a positive, valuable, creative one. From even the most burdensome difficulty, you can begin to move forward immediately.

Base your expectations on your most treasured dreams and your most profound purpose, rather than on life's random events or circumstances. And nothing will be able to hold you back for long.

در اعماق بلوتوث‌

شركت اريكسون، اوايل سال 1998، براي تشكيل گروه Bluetooth Special Interest Group) SIG) به شركت‌هاي اينتل، نوكيا، توشيبا و IBM ملحق شد. شركت‌هاي مايكروسافت، موتورولا، 3Com و Lucent/Agere نيز در اواخر سال 1999 به اين گروه اضافه شدند. در نهايت فعاليت اعضاي اين گروه به تبديل‌شدن بلوتوث به يك استاندارد باز انجاميد تا سازگاري و پذيرش آن در بازار با سرعت بيشتري امكان‌پذير گردد.

مشخصات و ويژگي‌هايي كه توسط گروه SIG تعيين شد، به صورت رايگان در وب سايت رسمي بلوتوث قابل دسترسي است. در حال حاضر فناوري بلوتوث توسط بيش از 2100 شركت در سراسر دنيا حمايت مي‌شود. فناوري شبكه بي‌سيم شخصي (WPAN) نيز كه بر پايه بلوتوث است، اكنون به يك استاندارد IEEE تحت‌عنوان 802.51 WAPNs تبديل شده است. در سال 2003 تخمين زده مي‌شد كه عرضه تجهيزات همراه با فناوري بلوتوث تا سال 2005 به يك ميليارد واحد برسد.

مجموعه قوانين بلوتوث بيان مي‌كند كه دستگاه‌هاي مبتني بر اين استاندارد چطور براي ايجاد ارتباط، خود را گروه‌بندي مي‌كنند. يك شبكه شخصي بي‌سيم با فناوري بلوتوث (BT-WPAN) از Piconetها تشكيل شده است. هر Piconet مجموعه‌اي از حداكثر هشت دستگاه بلوتوث است. يك دستگاه به عنوان Master و سايردستگاه‌ها به عنوان Slave تعيين مي‌شوند. همان‌طور كه دربخش Piconet در ادامه همين مقاله توضيح داده شده است، دوPiconet مي‌توانند از طريق يك دستگاه  بلوتوث مشترك (يك Gateway يا Bridge) جهت تشكيل يك Scatternet به يكديگر متصل شوند. اين Piconet هاي متصل به هم در يك Scatternet، تشكيل يك زيرساخت (Backbone) براي شبكه موبايل (Mobile Area Network) مي‌دهند و به اين طريق دستگاه‌هايي كه نمي‌توانند به طور مستقيم با يكديگر در ارتباط باشند يا دستگاه‌هايي كه خارج از محدوده برد ديگري هستند را قادر مي‌سازد داده‌ها را از طريق چندين Hop (جهش) در Scatternet، انتقال دهند.

پياده‌سازي فعلي بلوتوث اساساً مبتني بر لينك‌هاي ساده نقطه به نقطه (Point-to-Point) ميان دستگاه‌هاي بلوتوث در داخل محدوده بُرد يكديگر است. با اين حال، مجموعه قوانين تعريف‌شده بلوتوث نه تنها راه حلي براي يك ارتباط نقطه به نقطه ارائه مي‌دهد، بلكه براي توپولوژي‌هاي شبكه‌اي پيچيده‌تر نيز راه‌حل دارد. بنابراين هدف، شكل دادن Scatternetهاي بلوتوث به نحوي است كه ارتباطات مؤثر و كارآمد را روي چندين Hop و با صرف زمان و توان مورد قبول فراهم كنند تا راه‌حل‌هاي End-to-End (ارتباط از هر نقطه به نقطه ديگر) قابل پياده‌سازي باشند.

Protocol Stack در بلوتوث
مجموعه پروتكل در بلوتوث، از نظر منطقي به سه گروه تقسيم مي‌شود: گروه پروتكل Transport، گروه پروتكلMiddleware و گروه Application (شكل 1). 

گروه پروتكل Transport به دستگاه‌هاي  بلوتوث اجازه مي دهد مكان يكديگر را پيدا كنند و لينك‌هاي فيزيكي و منطقي (غيرفيزيكي) با پروتكل‌ها و Applicationهاي لايه هاي بالاتر را مديريت كنند. توجه داشته باشيد كه كاربرد كلمه Transport در گروه پروتكل Transport به معني همپوشاني آن با لايه Transport در مدل OSI (سرنام Open Systems Interconnection) نيست، بلكه اين پروتكل با لايه  فيزيكي و لايه Data-Link در مدل OSI تطابق دارند.

لايه‌هاي Radio Baseband ،Link Manager ،Logical Link Control و لايه‌هاي ‌(Adaptation L2CAP) و Host Controller Interface) HCI) در گروه پروتكل Transport جاي دارند. اين پروتكل‌ها از هر دو روش انتقال سنكرون و غيرسنكرون پشتيباني مي‌كنند. تمام پروتكل‌هاي اين گروه بايد از ارتباطات بين دستگاه‌هاي بلوتوث پشتيباني نمايند.

گروه پروتكل ميان‌افزار هم شامل پروتكل‌هاي استاندارد صنعتي و Third-Party و هم پروتكل‌هاي تدوين‌‌شده SIGاست. اين پروتكل‌ها به applicationهاي جديد و قديمي اجازه مي‌دهند روي لينك‌هاي بلوتوث عمل كنند. پروتكل‌هاي استاندارد صنعتي شامل پروتكل نقطه به نقطه ‌(PPP ،IP ،TCP ،WAP) و پروتكل‌هاي (object exchange OBEX)، كه از 1IrDA (سرنام Infrared Data Association) اقتباس شده‌اند، مي‌باشند.

پروتكل هاي بلوتوث كه توسط SIG توسعه داده شده‌اند، شامل موارد زير است:

1- يك شبيه‌ساز پورت سريال (2RFCOMM6) كه applicationهاي از قبل آماده شدهِ شركت‌ها را قادر مي‌سازد به طور يكپارچه روي پروتكل‌هاي انتقال بلوتوث كار كنند.

2- يك پروتكل سيگنالينگ كنترل تلفني 3(TCS) به صورت Packet-Based، براي مديريت عمليات تلفني

3- يك پروتكل يابنده‌سرويس 4(SDP) كه به دستگاه‌ها اجازه مي‌دهد درباره سرويس‌هاي در دسترس يكديگر اطلاعاتي به‌دست آورند. همان‌طور كه در شكل 2 مشخص است، استفاده مجدد از پروتكل‌هاي موجود و اينترفيس يكپارچه با Applicationهاي موجود، بالاترين اولويت در تهيه مجموعه قوانين بلوتوث بوده است.

گروه پروتكل‌هاي Application شامل Applicationهاي قديمي است كه از لينك‌هاي بلوتوث استفاده مي‌كنند. اين‌ها مي‌توانند هم شامل اپليكيشن‌توليد شده از قبل توسط شركت‌ها و هم شامل آن‌هايي كه قابليت بلوتوث دارند، باشند. در ادامه، مختصراً درباره لايه‌هاي موجود در گروه Transport بحث مي‌شود.

Radio Layer: مجموعه قوانين و ويژگي‌هاي اين لايه در وهله اول مربوط به طراحي Bluetooth Transceiverها (فرستنده-گيرنده) مي‌باشد.

Baseband layer: اين لايه مشخص مي‌كند كه چطور دستگاه‌هاي بلوتوث ساير دستگاه‌ها را جست‌وجو مي‌كنند و به آن‌ها وصل مي‌شوند. حالت‌هاي Master و Slave كه يك دستگاه ممكن است به خود بگيرد و همين طور ترتيب جهش‌هاي فركانسي‌ (frequency-hopping sequence) مورد استفاده توسط دستگاه‌ها در اين لايه تعريف شده‌اند. دستگاه‌ها از روش Packet-Based Polling به صورت 5TDD جهت در اختيار گرفتن اينترفيس هوا استفاده مي‌كنند.

هر يك از دستگاه‌هاي Master يا Slave فقط در اسلات زماني ‌(Time Slot) خود كه قبلاً به آن‌ها اختصاص داده شده است اقدام به ارسال يا دريافت اطلاعات مي‌كنند. همچنين در اين لايه، انواع بسته‌هاي داده ‌(packet)، روال‌هاي پردازش بسته‌ها و استراتژي كشف و اصلاح خطا، كدگذاري، انتقال بسته‌هاي داده و انتقال مجدد بسته‌ها
‌(Retransmission) تعريف شده‌اند.

لايه Baseband، دو نوع لينك را پشتيباني مي‌كند: 6SCO و 7ACL انتقال متناوب بسته‌هاي داده به صورت
Single-Slot از ويژگي‌هاي لينك‌هاي SCO به شمار مي‌رود. اين نوع لينك اساساً براي انتقال صدا استفاده مي‌شود كه نيازمند انتقال داده سريع و منسجم است. دستگاهي كه يك لينك SCO را ايجاد مي‌كند، اسلات‌هاي زماني مشخصي را براي استفاده خود رزرو مي‌كند. بسته‌هاي داده چنين دستگاهي به عنوان بسته‌هاي با اولويت بالا تلقي مي‌شوند و قبل از هر بسته ACL سرويس‌دهي مي‌شوند. يك دستگاه با لينك ACL مي‌تواند بسته‌هاي با اندازه‌هاي متفاوت و با اسلات‌هاي  زماني  به طول 1، 3 و 5 ارسال كند، ولي برخلاف لينك SCO، هيچ اسلات زماني رزرو شده براي آن ندارد.

Link Manager: اين لايه، پروتكل مديريت لينك 8(LMP) را پياده‌سازي مي‌كند. مسئوليت اين پروتكل، مديريت خواص لينك ارتباطي (اينترفيس هوا) بين دستگاه‌ها است. پروتكل LMP عملياتي همچون اختصاص پهناي‌ باند براي عموم داده‌ها، رزرو پهناي‌ باند براي ترافيك صوتي، تشخيص هويت (authentication) به روش Challenge-response، ايجاد ارتباط مطمئن ميان دستگاه‌ها ‌(Trust Relationships)، رمزگذاري داده‌ها و كنترل مصرف توان دستگاه‌ها را مديريت مي كند.

‌‌‌9L2CAP Layer: اين لايه اينترفيسي بين پروتكل‌هاي لايه‌هاي بالاتر و پروتكل‌هاي انتقال در لايه‌هاي پايين‌تر فراهم مي‌كند. L2CAP استفاده از يكي از پروتكل‌هاي متعدد لايه بالا (مانند RFComm و SDP) در هر زمان را پشتيباني مي‌كند. (Multiplexing) اين ويژگي، امكان به اشتراك‌گذاري اينترفيس هوا توسط چندين پروتكل و Application را فراهم مي‌كند. L2CAP مسئول قطعه‌قطعه‌كردن بسته‌ها (Segmentation)، اتصال مجدد آن‌ها ‌(Reassembly) و حفظ سطح سرويس توافقي بين دستگاه‌ها نيز هست.

10HCI Layer: اين لايه يك اينترفيس استاندارد براي Applicationهاي لايه بالاتر جهت دسترسي به لايه‌هاي پايين‌تر پشته پروتكل ‌(Protocol Stack) تعريف مي‌كند. وجود اين لايه در مجموعه قوانين الزامي نيست. هدف از آن، كمك به تعامل ميان دستگاه‌ها ‌و استفاده از Applicationها و پروتكل‌هاي موجود در لايه‌هاي بالاتر است.

ارتباط و انتقال داده
دستگاه Transceiver (گيرنده-فرستنده) در بلوتوث يك دستگاه مبتني‌ بر جهش فركانسي ‌(Frequency Hopping) به صورت Spread Spectrum است ‌(FHSS) كه از باند فركانسي 11ISM با فركانسي مياني 2.4GHz استفاده مي كند كه در سراسر دنيا بدون نياز به اخذ مجوز  قابل استفاده است. در بيشتر كشورها، 79 كانال در دسترس است. با اين حال، بعضي از كشورها فقط اجازه استفاده از 23 كانال آن را مي‌دهند.
 
قوانين و ضوابط 12FCC، حداكثر توان خروجي مجاز را به يك وات محدود و ملزم مي‌سازد كه حداقل 75 كانال از 79 كانال در حالت شبه‌تصادفي يا Pseudo Random مورد استفاده قرار بگيرند. يك دستگاه نمي‌تواند  روي يك كانال مشخص بيش از چهار دهم ثانيه در هر دوره 30 ثانيه‌اي كار كند. اين محدوديت‌ها براي كم كردن مقدار تداخلات در باند ISM اعمال شده‌اند كه توسط دستگاه‌هاي 802.11b/g، دستگاه‌هاي Home RF، تلفن‌هاي موبايل و اجاق‌هاي مايكروويو نيز استفاده مي‌شود.

بلوتوث از روش انتقال بسته‌هاي داده بر اساس Polling-Based Packet Transmission استفاده مي‌كند. تمام تبادل اطلاعات بين دستگاه‌ها تنها بين يك دستگاه Master و يك دستگاه Slave و بر اساس روش TDD انجام مي‌گيرد. هيچ ارتباط مستقيمي بين دو دستگاه Slave وجود ندارد.

دستگاه Master از هر دستگاه Slave كه در حالت Active باشد، پرس و جو مي‌كند تا مطمئن شود كه آيا داده‌اي براي ارسال دارد يا خير. دستگاه Slave تنها زماني كه Poll روي آن انجام گرفت، مي‌تواند داده خود را ارسال كند. همچنين دستگاه Slave بايد داده خود را در اسلات زماني ‌(Time Slot) بلافاصله بعد از اسلات زماني كه در آنPolling صورت گرفته است، ارسال كند.

دستگاه Master فقط در اسلات‌هاي زماني زوج بسته‌هاي داده را ارسال مي‌كند. در حالي كه Slave فقط در اسلات‌هاي زماني فرد اطلاعات مورد نظر را ارسال مي‌كند. در هر اسلات زماني، يك كانال فركانسي متفاوت f استفاده مي‌شود (يك Hop در ترتيب جهشي).

Piconet
مشخصات بلوتوث، يك Piconet را به صورت يك مجموعه موقتي و خود به خود شكل گرفته از دستگاه‌هاي بلوتوث تعريف مي‌كند. در يك Piconet يك دستگاه  نقش Master را دارد و ساير دستگاه‌ها Slave خواهند بود. در حالي كه محدوديتي روي مجموع تعداد slave‌هاي يك piconet وجود ندارد، ولي حداكثر هفت Slave در هر زمان مي‌توانند در حالت Active باشند. اگر بيش از هفت Slave وجود داشته باشد، ساير آن‌ها بايد در حالت Parked باشند (اين حالت‌ها در ادامه توضيح داده شده‌اند). حداكثر تعداد Slaveها در حالت Parked ،255 عدد در هر Piconet است، اگر از آدرس‌دهي مستقيم از طريق <آدرس Slave درحالت Parked> كه توسط SIG تعريف شده، استفاده كنند.

حال آن كه آدرس‌دهي غير‌مستقيم Slaveهاي در حالت parked از طريق آدرس مخصوص دستگاه بلوتوث نيز مجاز است كه در اين صورت مي‌توان هر تعداد Slave در حالت Parked در شبكه داشت. براي دوباره فعال كردن يك Slave  كه در حالت Parked است، دستگاه Master بايد ابتدا وضعيت يك Slave كه در حالت Active است را به Parked تغيير دهد.

هنگامي كه دو دستگاه بلوتوث وارد محدوده ارتباطي مي‌شوند، به برقراري ارتباط با يكديگر اقدام مي‌كنند. اگر هيچPiconet در آن زمان موجود نباشد، روال ايجاد يك Piconet آغاز مي‌شود. يك دستگاه (معمولاً هماني كه اقدام به آغاز ارتباط كرده بود)، Master مي‌شود و دستگاه ديگر نقش Slave را به‌عهده مي‌گيرد.

 هر دستگاه بلوتوث در داخل يك Piconet مي‌تواند يكي از نقش‌هاي Master ،Slave يا Bridge را به عهده گيرد. اين نقش‌ها موقتي هستند و تنها تا زماني كه خود Piconet وجود دارد، موجود هستند. اين دستگاه Master است كه فركانس، ترتيب جهش فركانسي، زمانبندي (براي وقوع جهش‌ها) و ترتيب فراخواني (Slave Polling‌ها) را تعيين مي‌كند. همچنين دستگاه Master مسئول صدور دستورالعمل جهت تعويض وضعيت Slaveها به حالت‌هاي مختلف در طول دوره عدم فعاليت است.

جهت ملحق شدن Slave به Piconet، دستگاه Master و Slave بايد اطلاعات مربوط به آدرس و ساعت را با هم رد و بدل كنند. هر يك از دستگاه‌هاي بلوتوث يك Global ID منحصر به فرد دارند كه براي ايجاد الگوي Hopping (جهش) استفاده مي‌شود. راديوي Master، اطلاعات Global ID و Offset ساعت خود را با هر Slave در Piconet خود به اشتراك مي‌گذارد تا Offset مورد استفاده در الگوي Hopping را فراهم كند.

يك Slave بايد قادر باشد ترتيب جهش فركانسي موجود در Piconet كه به آن ملحق شده است را دوباره ايجاد كند. همچنين بايد بداند در هر زمان از چه فركانسي استفاده كند و بايد خودش را با ساعت Master هماهنگ
(synchronize) كند.

دستگاه slave در واقع ساعت خود را تنظيم نمي‌كند، بلكه ساعت Master را دنبال مي‌كند و برنامه ارسال خود را طبق آن تنظيم مي‌نمايد.

 يك دستگاه Bridge يا (Gateway) در بلوتوث، دو يا چند Piconet را براي ارتباطات Multi-Hop (چندجهشي) به هم متصل مي‌كند. Bridge با تمام Piconet هايي كه به آن‌ها متصل است، ارتباط برقرار مي‌كند. به اين ترتيب كه هر زمان كه آماده برقراري ارتباط است، خود را با ساعت هر يك از Piconetها هماهنگ مي‌كند.

با اين حال، تنها با يك Piconet در هر زمان مي‌تواند در ارتباط باشد. از آن جايي كه Bridge براي ارتباط با هر Piconet متصل به آن، از يك زمانبندي ساعت ‌(Clocking) به زمانبندي ديگر تغيير وضعيت مي‌دهد، يك بار اضافي را تحميل مي‌كند كه مي‌تواند آن را به گلوگاه‌ تبديل‌ كند. يك دستگاه Bridge مي‌تواند در تمام Piconetهايي كه به آن‌ها متصل است، Slave باشد يا در يك Piconet به عنوان Master و در ساير آن‌ها Slave باشد. اتصال دو يا چند Piconet از طريق دستگاه‌هاي Bridge منجر به ساختاري در بلوتوث به نام Scatternet مي‌شود.
 
همان‌طور كه شكل3 نشان مي‌دهد، يك دستگاه  بلوتوث مي‌تواند در يكي از حالت‌هاي زير باشد: Standby ،Inquiry ،Page ،Connected ،Transmit ،Hold ،Park يا Sniff. يك دستگاه هنگامي در حالت Standby قرار مي‌گيرد كه روشن است، ولي هنوز به piconet ملحق نشده است. هنگامي كه چنين دستگاهي درخواست‌هاي خود را براي يافتن ساير دستگاه‌هايي مي‌فرستد كه ممكن است به آن‌‌ها متصل شوند، وارد حالت Inquiry مي‌شود.

هنگامي كه Master موجود در يك Piconet قصد دارد پيام‌هايي را جهت يافتن دستگاه‌هاي ديگر بفرستد و آن‌ها را براي ملحق شدن به Piconet دعوت كند، در حالت Page قرار مي‌گيرد. وقتي ارتباط موفق بين Master و دستگاه جديد برقرار مي‌شود، دستگاه جديد به وضعيت Slave در مي‌آيد و وارد حالت Connected مي‌شود و يك آدرس فعال ‌
(Active) دريافت مي‌كند. تا هنگامي كه Slave در وضعيت Connected است، مي‌تواند در زمان‌هايي كه Master آن را بازخواني ‌(Poll) مي‌كند، داده خود را ارسال كند. يك Slave در طول زمان ارسال داده خود، درحالت Transmit است و در پايان ارسال، به حالت Connected بر مي‌گردد.

حالت Sniff وضعيتي است كه دستگاه مصرف توان پايين‌تري دارد و در واقع Slave در مدت اسلات‌هاي زماني از پيش تعريف‌شده، مي‌خوابد (Sleep) و در اسلات زماني مقرر، جهت انتقال داده بيدار مي‌شود. سپس به حالت غيرفعال خود بر‌مي‌گردد تا زمان Sniff تعيين شده بعدي براي آن فرا رسد. حالت Hold، وضعيت ديگري با مصرف توان پايين است كه دستگاه Slave براي مقدار زمان از قبل مشخص‌شده فعال ‌(Active) نيست. هيچ انتقال داده‌اي در حالتHold اتفاق نمي‌افتد. هنگامي كه دستگاه Slave، هيچ داده‌اي براي دريافت يا ارسال ندارد، Master مي‌تواند فرمان دهد كه Slave به حالت Parked برود. هنگامي كه Slave به حالت Parked برود، آدرس Active خود را در Piconet رها مي‌كند. سپس آدرس به Slave ديگري كه Master قصد تغيير وضعيت آن از حالت Parked و دوباره فعال كردن آن را دارد، داده مي‌شود.

نتيجه گيري‌
فناوري بي سيم بلوتوث چندين نكته كليدي دارد كه منجر به سهولت پذيرش گسترده آن مي‌شود و در ادامه به برخي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم:

1- مجموعه قوانين آن باز است و توسط همگان قابل دسترس و رايگان است.

2- ويژگي بي‌سيم با بُرد كوتاه آن، دستگاه‌هاي جانبي را قادر مي‌سازد روي يك اينترفيس (هوا) تبادل اطلاعات كنند و بنابراين جايگزيني است براي كابل‌ها كه شامل كانكتورهايي با انواع شكل و اندازه و تعداد Pinها مي‌باشند.

3- بلوتوث هم از صدا و هم از ديتا پشتيباني مي‌كند و اين ويژگي آن را به عنوان فناوري ايده‌آلي درآورده است كه انواع دستگاه‌ها را قادر مي‌سازد با يكديگر ارتباط برقرار كنند.

4- بلوتوث از باند فركانسي‌اي استفاده مي‌كند كه در تمام دنيا در دسترس است.

 برگرفته از : http://www.shabakeh-mag.com/Articles/Show.aspx?n=1002975

ITS چيست ؟

مفهوم ITS

    حمل و نقل و جابجائي كالا و مسافر، بعنوان يكي از اساسي ترين نيازهاي بشر، همواره به عنوان شاخصي مطرح و بسيار مهم در برنامه‌ريزي‌هاي كلان هر جامعه، ‌مورد توجه ويژه قرار گرفته است.

درعصري كه به آن ”عصر انفجار اطلاعات“ اطلاق مي‌گردد، فناوري اطلاعات(IT) و ارتباطات بعنوان ابزاري كارآمد براي متخصصين رشته هاي گوناگون، موجبات تسهيل و تسريع ارائه خدمات را فراهم نموده است.

در همين راستا، مهندسين حمل و نقل نيز سعي بر آن داشته‌اند تا از فناوري اطلاعات (IT )بعنوان راهكاري مناسب درجهت از ميان برداشتن معضلات اساسي مديريت ترافيك بهره‌ جسته‌ و مشكلات آنرا به حداقل ممكن كاهش دهند. در اين مقاله سعي بر آن است تا اندكي از كاربرد‌هاي IT در حمل و نقل تشريح شود.

 در سالهاي اخير و در جوامع پيشرفته، مهندسين حمل و نقل همراه با متخصصين رشته هاي مخابرات و ارتباطات - الكترونيك - كامپيوتر و ... با بهره جوئي از امکاناتی که امروزه بعنوان ره آوردهای IT شناخته ميشوند، "سيستم‌هاي هوشمند حمل و نقل يا ITS‌ " را بوجود آورده اند كه زيرساختي مطلوب و مناسب جهت تحقق و دستيابي به اهداف تعيين شده زير را فراهم آورده است.

- مديريت و برنامه ريزي دقيق و كارآمد در حمل و نقل و ترافيك

- استفاده بهينه از منابع موجود

- كاهش صدمات و افزايش ايمني و آرامش

- كاهش مصرف انرژي و هزينه ها و اثرات نامطلوب زيست محيطي

- ‌كاهش زمان سفر و تأخيرهاي ناخواسته و در نهايت جلب رضايت مسافرين و روانسازي جريان ترافيك و حمل و نقل و ...

اين اهداف ‌همواره از مقاصد ومطلوب‌هاي برنامه ريزان و متخصصين حمل و نقل و مهندسين ترافيك در استفاده از ITS برشمرده مي‌شوند.

در همين راستا ميتوان بصورت دقيقتر، ‌مهمترين عملكردهاي ITS را چنين برشمرد :

- مديريت و بهينه سازي جريان ترافيك و روانسازی حركت

- مديريت و كنترل حوادث

- مديريت و پشتيبانی وسائل نقليه امدادي

- مديريت اخذ الكترونيكي عوارض , هزينه پاركينگ , خريد و رزرواسيون بليط و...

- مانيتورينگ و كنترل حمل و نقل سبك و سنگين

- مديريت و ناوبري پيشرفته

- مديريت حمل و نقل عمومي

- مديريت و پشتيباني عابر پياده و ...

روشن است که هر يك از موارد مذكور بدون بهره جوئي از ره‌آوردهاي IT قابل دستيابي و انجام نبوده است. بطور مثال كنترل و برنامه‌ريزي چراغ‌هاي راهنمائي در داخل شهرها بعنوان يك مسئله مهم از مقوله مديريت و روانسازي و بهينه سازي جريان ترافيك, همواره مطرح مي باشد كه بصورت خلاصه نحوه عملكرد اين سيستم را مي‌توان بدين گونه توصيف نمود كه حجم و ميزان تراكم خودروها توسط حسگرهاي گوناگوني كه در زير سطح جاده و يا در حواشي آن نصب شده‌اند ، سنجيده شده و جهت پردازش و اخذ تصميم، توسط ابزارهاي ارتباطي همچون فيبر نوری يا بصورت wireless، به مراكز كنترل مركزي ارسال مي‌گردد و در آنجا بر اساس اصول مديريت ترافيك و محاسبات فاز بندي چراغ‌ها توسط نرم افزارهای مربوطه و با در نظر گرفتن شرايط متفاوت، زمان بهينه توقف پشت چراغ و حركت در شبكه معابر منطقه در وضعيت سبز، پردازش و دستورات لازم به دستگاههاي كنترل كننده چراغ‌ها ارسال مي‌گردد.

امروزه در بسياري از شهرهاي بزرگ دنيا استفاده از اين سيستم رايج و مرسوم است و در كلان شهر تهران نيز شاهد بهره‌جوئي از آن در بيش از 150 تقاطع مي‌باشيم.

از محاسن اين سيستم مي‌توان به کاستن از تاخيرهای بي مورد , کاهش زمان سفر و جلب آرامش و رضايت مسافر، كاهش تصادفات و ايجاد موج سبز در شبكه... را نام برد.ايجاد چنين سيستمي ، همراه با اتصال آن به يك شبكه اطلاعاتي يا سايت اطلاع رسانی ، به سادگي مي‌تواند قبل از شروع سفر، مسافر را در انتخاب مسير مطلوب ياري رسانده و در كاهش حجم ترافيك تأثير بسزائي داشته باشد.

 بديهي است در صورت ايجاد چنين سيستمي حتي گوشي‌هاي تلفن همراه نيز كه امروزه توانائي برقراري اتصال با شبكه‌هاي اطلاع رساني را دارا هستند, قابليت دريافت اطلاعات و اخبار مربوط به ترافيك را خواهند داشت. روشن است، بدين ترتيب پيشنهاد يك مسير مطمئن و به دور از تراكم‌هاي ناخواسته توسط سيستم‌های اطلاعاتي و هوشمند و انتخاب آن توسط مسافر در روانسازي جريان ترافيك تأثير مطلوب و شايانی خواهد داشت. ضمن اينكه كاستن از مصرف سوخت خودرو و کاهش آلودگي هوا، زمان سفر و بالا بردن ضريب اطمينان در رانندگي و آرامش در مسافر از نتايج مطلوب و دائمی آن بوده و از آثار سيستم‌هاي ناوبري پيشرفته ITS به شمار مي‌آيد.

البته تكنيك اطلاع رسانی به رانندگان امروزه در شهر تهران بصورت راديوئي و توسط کانال پيام و در برخی نقاط بر روی تابلوهای اطلاعاتی معمولي و يا پيام متغير انجام مي‌پذيرد که از ابتدائي ترين شيوه هاي مطرح در مطلع نمودن رانندگان از شرايط ترافيكي محسوب مي‌گردند.

در برخي موارد ارائه اطلاعات جهت انتخاب ساير شيوه ها و سيستمهای حمل و نقل و دستيابي به مقصد توسط ديگر وسائط نقليه و يا ارائه اطلاعاتي راجع به سطوح سرويس و عرضه خدماتي كه در مقصد به مسافر ارائه مي‌شوند نيز بعنوان ديگر كاربرد ‌‌هاي سيستم‌هاي ناوبري پيشرفته به شمار مي‌آيند. در سيستمهاي اطلاعاتي مربوط به كنترل و برنامه ريزی حمل و نقل انتقال اخباري كه به بروز شرايط غير عادي و يا تصادفات مربوط مي‌گردد، حائز اهميت است. چرا كه در هر دو حالت ميتوان به موقع تدابير لازم جهت تغيير مسير مسافر را انديشيد و از ازدحام‌های ناگهانی جلوگيري نمود.

مطالب ياد شده، صرفا بخش كوچكي از كاربرد ها و منافع ITS را بيان مي‌نمايد. حال آنكه گستره استفاده از ITS امروزه در اغلب كشورهاي جهان، بسيار وسيع بوده و روند رو به رشد بسيار سريعي دارد.

زنان تاثير گذار در دنياي وبلاگ و اينترنت

خانم منا گرابوسکي ترات  Mena Grabowski Trott  متولد  16 سپتامبر 1977 که تاريخ تولدش شش روز با شوهرش يعني اقاي بنيامين ترات    Benjamin Trott فاصله داشت و وب سايتشون را بهمين دليل  Six Apart نامگذاري کرده بودند وقتي که در dollarshort.org   وبلاگ مي نوشت و از شغلش بيکار شده بود ابزارهاي وبلاگي  Movable Type   و   TypePad را ساختند.

خانم مگ هوريهان Meg Hourihan  با دو همکار و همسرش ( جيسون  Jason ) در Pyra Labs  در سال   1999 ،  در يک زيرزمين در سانفرانسيسکو  ابزار وبلاگي جديدي بنام بلاگر Blogger  بوجود آوردند که بعدها در سال 2003 به گوگل فروختند.

خانم کترينا فيک Caterina Fake و همسرش استيوارت باترفيلد Stewart Butterfield که نياز به اشتراک گذاشتن عکس با دوستانشان داشتند در ماه فوريه سال 2004  ابزار و سايت اشتراک عکس  فليکر Flickr را در 16 ماه ساختند و در ماه مارچ 2005  آنرا به  Yahoo به قيمت 30 ميليون دلار فروختند

و خانم پاملا وزلي Pamela Wesley  (فارغ التحصيل رشته بيولوژي) و همسرش پير ( پرويز )  اميديار Pierre Omidyar  (ايراني متولد پاريس و فارغ التحصيل کامپيوتر از دانشگاه  Tufts University  در امريکا) در تابستان 1995 زمانيکه در منطقه  Bay  در سانفرانسيسکو زندگي مي کردند ايده خريد و فروش از طريق اينترنت را ابداع کردند و سايت  Auction Web  (حراجي آنلاين)  را بوجود آوردند که بعدها در سال 1997 بهمين دليل نام سايتشان را eBay  گذاشتند.  و در همان سال نخست روزانه 800,000  حراج اينترنتي انجام مي دادند و در سال 1998 که eBay  وارد بازار بورس امريکا شد بيش از يک ميليون کاربر و عضو داشت. امیدیار  و همسرش چند سال پیش از eBay جدا شده و یک بنیاد خیریه راه انداخته اند. امیدیار در سال2006   چهل و سومین ثروتمند دنیا بود.

برگرفته از : http://www.farstec.net

ديپلماسي پينگ پنگ در روابط ايران و امريکا

پس از گذشت نزديک به چهار دهه از ابتکار عمل موفقيت آميز کاخ سفيد در ترميم روابط با جمهوري خلق چين و ظهور «ديپلماسي پينگ پنگ» در متن سياست خارجي امريکا اکنون زمزمه احياي اين گونه از ديپلماسي در مورد ايران به گوش مي رسد. جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده امريکا طي ربع قرن گذشته روابط سرد همراه با خصومت ورزي را تجربه کرده اند و انفعال سياست يک جانبه گراي کاخ سفيد عليه ايران، مقامات امريکايي را به سوي تعامل با جمهوري اسلامي سوق داده است. در واقع سير تحولات اخير در منطقه خاورميانه به گونه اي بوده است که از تشنج زدايي و سرانجام عادي سازي روابط تهران- واشنگتن به عنوان بهترين راه حل موجود براي پايان دادن به بحران هاي منطقه اي و در سطحي کلان تر تنش هاي بين المللي ياد مي شود. خروج نيروهاي امريکايي از بن بست عراق، موفقيت روند صلح اعراب - اسرائيل، برقراري و حفظ ثبات در افغانستان، مساله هسته اي و در بعد جهاني اجتناب از به سردي گراييدن روابط امريکا با روسيه و چين، همچنين پرهيز از بروز شکاف در جبهه کشورهاي آن سوي آتلانتيک از جمله اهدافي است که تحقق آنها همکاري تنگاتنگ تهران - واشنگتن را مي طلبد. پس از قطع روابط ديپلماتيک ايران- امريکا (1357) و جريان گروگانگيري اعضاي سفارت امريکا در تهران، معدود روابط غيرقابل اجتناب دو طرف به رفع بحران هاي حساس (از جمله آزادي گروگان ها و ماجراي ايران - کنترا) خلاصه شد. پس از روي کار آمدن دولت بوش با شعار مبارزه عليه تروريسم ابعاد تعاملي ايران- امريکا شکل تازه اي گرفت. هر چند دولت بوش ايران را در ليست کشورهاي حامي تروريسم قرار داد، اما پس از حذف طالبان در افغانستان- يکي از اعضاي محور شرارت - به همکاري با تهران متوسل شد. در حقيقت کنفرانس افغانستان که در سال 2003 برگزار شد، موفق ترين و قابل توجه ترين الگوي تعاملي ايران- امريکا پس از قطع روابط ديپلماتيک به شمار مي آيد. ايران با تاکيد بر نقش همسايگي و روابط کهن خود توانست مقامات افغانستان را به همکاري ترغيب کند. در حقيقت ايفاي نقش سازنده ايران در مورد همسايه شرقي خود به برقراري آرامش نسبي در اين کشور کمک کرد و ايالات متحده به کمک تهران از پروژه افغانستان تا حدودي سربلند بيرون آمد. شايد بتوان نمايش نفوذ تاثيرگذار ايران در افغانستان را نقطه عطف تغيير نگرش برخي مقامات امريکايي قلمداد کرد که به تدريج بر تعداد آنها افزوده شد. به عقيده آنها برقراري رابطه با تهران بر مبناي دستاوردهاي مثبت تجربه افغانستان ضمن جلوگيري از تنش هاي بيشتر در رابطه ايران - امريکا و پيامدهاي مخرب آن براي صلح و ثبات منطقه در پيشبرد سياست هاي منطقه اي واشنگتن نيز سهم بسزايي دارد. از همين رو بار ديگر توجه به مذاکره و هنر ديپلماسي در کانون توجه قرار گرفت که نمونه آن را مي توان در حمايت امريکا از مذاکرات هسته اي اتحاديه اروپا - ايران با چشم انداز پيوستن واشنگتن به اين گفت وگوها مشاهده کرد. اکنون بسياري از مقامات امريکايي و متحدان اروپايي کاخ سفيد بر اين باورند «آغازي نو با تهران» به سود ايالات متحده است.

هر چند کاخ سفيد نسبت به توصيه هاي مکرر براي احياي روابط سعي در حفظ موضع سرسختانه خود دارد، اما علائم ارسالي از واشنگتن و طيفي از ملاقات هاي علني و محرمانه از تمايل به ترسيم روابط حکايت دارد. هر چند عمق و گستردگي مشکلات في مابين ايران و ايالات متحده به بررسي هاي مبسوط و مذاکرات منسجم و درازمدت نياز دارد، اما اعلام آمادگي دو طرف براي مذاکره در خصوص شرايط عراق مي تواند يک نقطه شروع براي اين راه طولاني باشد. اين در حالي است که اخيراً ابعاد ديگر روابط تهران- واشنگتن نظير بعد ورزشي و فرهنگي نيز دستخوش تحولاتي شده است. برخي بر اين گمانند که نحوه عملکرد اخير امريکا در قبال ايران، سال هاي 1971 و رويکرد ديپلماتيک ريچارد نيکسون در قبال امپراتوري چين را تداعي مي کند که در ادبيات سياسي جهان به «ديپلماسي پينگ پنگ» معروف شد. در دوازدهم آوريل 1971 ايالات متحده طي اقدامي نادر براي اولين بار پس از روي کار آمدن حزب کمونيست مائو (1949) تيم پينگ پنگ خود را روانه چين کرد. هر چند اين اقدام در ظاهر ورزشي توجه ويژه محافل سياسي را برانگيخته نکرد، اما حتي پيشنهاددهندگان اين پروژه نيز از نتايج مثبت ديپلماتيک آن در حيرت فرورفتند. تعامل فرهنگي ورزشکاران دو کشور در جريان اين سفر چند روزه به اندازه اي تاثيرگذار بود که هفت ماه بعد، نيکسون، رئيس جمهور وقت امريکا، به پکن سفر کرد و عادي سازي روابط به گونه اي شکل گرفت که دور بعدي مسابقات پينگ پنگ با حضور تيم چين در امريکا برگزار شد. در واقع بهره مندي سياستگذاران امريکايي از پتانسيل مسابقات ورزشي در عرصه سياست موجب شد تاريک ترين روزهاي نيروهاي امريکايي در جنگ ويتنام به کمک چين به پايان برسد. در همين حال گسيل دانشجويان امريکايي به چين، بستر مناسب براي تبادل فرهنگي دوجانبه را فراهم کرد و در بطن اين تعاملات فرهنگي - ورزشي روابط ديپلماتيک و استراتژيک امريکا - چين احيا شد.

 ديپلماسي شاخه زيتون

در هفته اول ارديبهشت ماه خبر مذاکرات کميته المپيک امريکا با همتاي ايراني خود به منظور تبادل مربي، امکانات آموزشي و تکنولوژي ورزشي در راس اخبار قرار گرفت. اين در حالي است که تلاش امريکا براي کسب اعتبار - حداقل در سطح ورزشي - در جمهوري اسلامي ايران ديپلماسي پينگ پنگ نيکسون را در ذهن تداعي مي کند. البته ديدارهاي ورزشي ايران و امريکا بي سابقه نيست و تاکنون بارها تيم هاي کشتي و فوتبال دو کشور در مقابل هم قرار گرفته اند. اما آنچه جلب توجه مي کند رسميت بخشيدن به روابط ورزشي در زماني است که موضوع مذاکره به شکل جدي مطرح است. برخي بر اين گمانند که ديپلماسي پينگ پنگ در احياي روابط تهران- واشنگتن نقش پررنگي ايفا مي کند. اکنون محافل ورزشي امريکا برخلاف محافل تجاري چراغ سبز کاخ سفيد براي تعامل با ايران را دريافت کرده اند و اين اميد وجود دارد که «ديپلماسي شاخه زيتون» تيم هاي ورزشي در شکستن تابوي روابط اقتصادي و سياسي دوجانبه موثر باشد. رابرت فسولو مدير روابط بين الملل کميته المپيک ايالات متحده در جريان ملاقات با مقامات ايراني در شوراي المپيک آسيا در کويت گفت؛ «سطح روابط بين الملل امريکا به شدت سقوط کرده است و ما مي کوشيم حداقل در بعد فرهنگي اين روابط را احيا کنيم.»

وي تصريح کرد؛ اميدواريم اين رويکرد به بهبود جايگاه ما در جهان اسلام کمک کند. اين در حالي است که اين ابتکار عمل کميته المپيک امريکا پشتيباني کارن هاگز مدير بخش ديپلماسي وزارت امور خارجه امريکا در امور فرهنگ بين المللي را در اختيار دارد. علاوه بر جامعه ورزشي امريکا جامعه فرهنگي و دانشجويي آن نيز درصدد احياي روابط با ايران برآمده اند. اخيراًً در وب سايت شماري از دانشگاه هاي امريکا از جمله کالج کاليفرنيا براي تور مطالعاتي دانشجويان امريکايي در ايران نام نويسي مي شود. به عقيده تحليلگران بهره گيري از پتانسيل فرهنگي در ترميم روابط ايران- امريکا بسيار پراهميت است و ديپلماسي پينگ پنگ در اين زمينه کارساز خواهد بود.

برگرفته از :http://www.sharghnewspaper.ir

اتصال به اينترنت با موبايل

دنياي امروز، دنياي اي ميل، وب سايت، بلوتوث و اينفرارد است. همه چيز در يک پيام کوتاه يا SMS 100 حرفي خلاصه مي شود. ديگر نمي رويم تا اقوام و فاميل ما را از نزديک ببينند و گرماي حضورمان را احساس کنند. يک اي ميل، يک ضميمه عکس و يک قطعه فايل صوتي. همه چيز در فناوري خلاصه مي شود و شايد اين خاصيت قرن بيست ويکم باشد که اگر از آينده قرون بعد خبردار باشيم - جايي که قرار است نگاه ها، بسته هاي اطلاعاتي انتقال بدهند و حتي قدرت تکلم بشر نيز سلب شود- شايد بگوييم صدرحمت به همين قرن، «فناوري همراه» نام ستون جديدي است که مي خواهد بيشتر به مقتضيات زمانه در حوزه ارتباطات سيار بپردازد. جايي که انس گرفتن هميشگي بشر با فناوري همراه و موبايل، اجتناب ناپذير است. در اين ستون، هر هفته يک مفهوم از پروتکل ها، استانداردها يا فناوري هاي وابسته به موبايل معرفي مي کنيم که يا به تازگي وارد کشور شدند يا قرار است در چرخه ارتباطي کشور قرار بگيرند.

گشت زني با موبايل در اينترنت

GPRSيک فناوري تقريباً نوپاست که ظهور آن به اوايل قرن بيست و يکم و سال هاي 2000 برمي گردد. گوشي هايي که از سامانه GSM پشتيباني مي کنند و غالب گوشي هاي کشور ما نيز اينگونه اند، امکان استفاده از GPRS را دارند. از GPRS مي توان براي استفاده در پيام کوتاه متني، پيام چندرسانه اي و WAP کمک گرفت که البته مهم ترين کاربرد آن براي اتصال به اينترنت و استفاده از سرويس هاي اي ميل توسط گوشي تلفن همراه است.GPRS اکثر پروتکل هاي رايج اينترنت و مورد نياز کاربران عادي و حتي تخصصي را پشتيباني مي کند. پروتکل هايي مثل Http که به معناي دسترسي کامل شما به سايت هاي اينترنتي با هر دامنه و پسوندي است، FTP که پروتکل انتقال فايل به اينترنت است و قابليت آپديت کردن سايت و انتقال اطلاعات روي سرور ميزبان پايگاه اينترنتي شما از هر نقطه اي به کمک گوشي همراه را فراهم مي کند و POP3 و SMTP که يعني شما مي توانيد با نصب نرم افزارهاي رايج مايکروسافت مانند آوت لوک، به ارسال و دريافت اي ميل از سرويس هاي اي ميل رايگاني که در آنها اشتراک داريد يا از طريق سرويس اي ميل اختصاصي خودتان بپردازيد.از جمله قابليت هايي که به مدد GPRS در اختيار شما قرار مي گيرد، امکان گفت وگوي اينترنتي است يعني همانطور که شما در ياهومسنجر با کامپيوتر شخصي تان به گفت وگو با دوستان مي پردازيد، مي توانيد همين کار را به وسيله موبايل تان انجام دهيد و مطمئناً تفاوت هاي موجود بين اين فناوري با سرويس پيام کوتاه، مشخص است.يکي از قابليت هايي که GPRS در اختيار شما قرار مي دهد، اتصال دائم به اينترنت است. شما نياز نداريد مانند شماره گيري معمول و رايج در کامپيوتر که در هر بار نياز، شما را به اينترنت متصل مي کند، در موبايل هم همين کار را انجام دهيد. شما دائماً و 24 ساعته به اينترنت وصل خواهيد بود، هيچ هزينه اي بر شما تحميل نخواهد شد و تنها بر اساس ميزان داده هايي که به هنگام فعاليت، رد و بدل مي کنيد براي شما هزينه منظور مي شود. اين در واقع همانند اکانت هاي حجمي ارائه شده توسط شرکت هاي خدمات اينترنتي در سال هاي گذشته است که بر اساس ميزان بايت استفاده شده توسط کاربر، براي او تعرفه مالي ارائه مي داد. اين سرويس ها در حال حاضر عملاً کاربردي ندارند و با ظهور نسل جديد کارت هاي اينترنت شبانه و هوشمند، چنين اکانت هايي غير از برخي ادارات، به مصرف خانگي نمي رسند.گفته مي شود که سرعت نظري انتقال اطلاعات توسط اين فناوري، 171 کيلوبايت بر ثانيه است که البته در عمل شايد به 40 کيلوبايت بر ثانيه برسد، با اين حال از سرعت فعلي اينترنت هاي تلفني خانگي مورد استفاده کاربران که به شکل Dial-up به اينترنت متصل مي شوند، بسيار قابل توجه تر به نظر مي رسد.گفته مي شود فنلاند که يکي از پيشرفته ترين کشورهاي دنيا به لحاظ فناوري هاي همراه است، نخستين کشوري بود که GPRS را پوشش داد. سرعت انتقال اطلاعات توسط اين سيستم نيز به عوامل مختلفي بستگي دارد که اپراتورهاي دولتي مهمترين نقش را در اين زمينه بازي مي کنند. نصب قوي ترين تقويت کننده هاي راديويي در نقاط مختلف شهر که به افزايش سرعت کمک کند و در هر قسمتي از شهر، جاده، کوهستان و نقاط صعب العبور قابل استفاده باشد، مهم ترين دغدغه کاربران است که شايد حداقل در کشور ما، مدت زمان زيادي براي محقق شدن آن طول بکشد.

البته نوع گوشي هاي مورد استفاده کاربران نيز در درجه اي از اهميت قرار دارد و بسته به سيستم عامل مورد استفاده در گوشي، سرعت انتقال اطلاعات GPRS نيز متغير خواهد بود.GPRS سرويسي است که به صورت لحظه اي براي کاربران فعال مي شود به اين معنا که هر زمان کاربري، يک بسته اطلاعاتي اعم از عکس، تصوير، صوت، متن و... را براي ارسال آماده کرد، در همان لحظه سيستم ارسال پاکت هاي اطلاعاتي براي او فعال مي شود و مي تواند از پهناي باند ممکن براي ارسال استفاده کند. و اين قابليت يعني کاربري که در حال استفاده از سرويس نيست، پهناي باند را اشغال نمي کند و در عين حال به اينترنت نيز اتصال دارد. نمونه مشابهي از اين فناوري نيز به نام CSD در حال حاضر استفاده مي شود که تعرفه هاي قيمتي آن بر حسب ثانيه است و همانند اکانت هاي اينترنت ساعتي عمل مي کند. سوييچينگ داده ها نيز در اين روش، با GPRS که با نسل پيشرفته تري از فناوري هاي ارتباطات همراه است، تفاوت مي کند.
برگرفته از :http://www.sharghnewspaper.ir